
در زمان ناصرالدین شاه، شرکتی انگلیسی ، قراردادی با ایران امضا کرد. بر اساس این قرارداد، خرید و فروش و تولید محل توتون و تنباکوی ایران در داخل و خارج، به مدت پنجاه سال به صورت انحصاری به آقای ماژور تالبوت و شرکای او داده شد. در مقابل، صاحبان امتیاز متعهد شدند سالانه مبلغ پانزده هزار لیره انگلیسی و یک چهارم سود کمپانی را پس از کم کردن همه مخارج، به دولت ایران بپردازند.
این قرارداد، افزون بر زیان های اقتصادی، در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز زیان هایی در پی داشت؛ زیرا بنا بر بندهای گوناگون قرارداد، صاحبان امتیاز توتون و تنباکو برای آگاهی از میزان محصول زارعان، به هرگونه تفحص و تجسس مجاز بودند. مأموران دولتی نیز باید برای تحقق این امر با آنها همکاری می کردند. افزون بر این، همه وسایل و لوازمی که صاحبان امتیاز از خارج وارد می کردند، از هزینه های گمرکی و پرداخت هرگونه مالیات معاف بود.
با به اجرا درآمدن این قرارداد، عوامل انگلیس بر همه مقدرات مردم ایران حاکمیت می یافتند و هرگونه سلاح و ابزار نظامی را برای تسلط تدریجی بر ایران لازم داشتند، با عنوان لوازم کمپانی به ایران وارد می کردند.
ناگهان عده زیادی از فرنگیان از لندن به تهران آمدند و از آنجا به شهرهای گوناگون ایران رفتند. آنها برای پیشرفت کار خود زمین هایی خریدند، بیمارستان، مدرسه، کلیسا و مدرسه های متعدد ساختند و دختران ایرانی را برای پرستاری کودکانشان استخدام کردند. آنها همچنین مردانی را به منظور نگهبانی و دفاع از منافع کمپانی به خدمت گرفتند و مردم را به آیین مسیحیت فرا خواندند. تااینکه آیت الله میرزای شیرازی حکم تحریم ان را اعلام کردند که با موافقت علما و مردم مخصوصا مردم تهران، شیراز(محل اصلی کشت توتون و تنباکو) تبریز و سایر شهرها روبرو شد وای ن گونه تحریم شد.
برچسب:
نویسنده: شیدا حسینیپور